آسمان هشتم

آسمان هشتم

امیر ثابتی
آسمان هشتم

 

 

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم


من در شعاع پرتو شمس الشّموسیَت
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم

آیینـ ه کاریِ حرمَت ذرّه پروری ست
من در رواقِ چشمِ تو تکثیر می شوم

من گریـه ام گرفتـه کمی هم بـه من بخند
دارم بـه پایِ خویش سرازیر می شوم

یک شب نشد کـه بی گـُنَه آیم زیارتت
اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم

آن نامـه ام کـه از سَر تعجیل و اضطراب
بر بال کفتران تو تحریر می شوم

وقت ورود در حَرَمِ تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمین گیر می شوم

 

 


موضوعات مرتبط: اشعار

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۳ | 0:46 | نویسنده : امیر ثابتی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.