آسمان هشتم

آسمان هشتم | شفا یافتگان

امیر ثابتی
آسمان هشتم

نذری دخترک

یک نایلون که تویش چندتا کتاب بود، در دستم، کیفم هم روی شانه‏ام؛ رسیدم جلو حرم. نایلون کتاب‏ها را از این دست به آن دست دادم. از در ورودی که داخل شدم، دستم حسابی درد گرفته‌بود. موقع بازرسی، دخترکی هشت نه ساله را با مادرش دیدم. دختر چادری سفید با گل‏های قرمز ریز سرش و مانتوی مدرسه هم تنش بود. کیفش راباز کرد تا بازرسی شود. توی کیف، یک نایلون سیاه بود، توی آن هم ... .
خانم خادم پرسید: این چیه؟!
-نایلون.
-توش چیه؟

 


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ | 0:46 | نویسنده : امیر ثابتی |

همه قفل‌ها اینجا باز مي‌شود

مثل همیشه با صدای بلند سلام کرد و وارد شد، کفش‌هایش را در نایلوني پیچید و روی میز گذاشت. سلامش را پاسخ دادیم. به سمت میز آمد؛خدا قوتی گفت و به رسم همیشه اشاره ای به ضریح کرد و در حالی که مي‌گفت: «اینجا همه قفل‌ها باز مي‌شود»، شماره‌اش را برداشت و داخل حرم شد.
بارها وبارها او را در حرم دیده بودیم، مي‌دانستم از زائران مخصوص و همیشگی آقاست؛ سن وسالش شاید از هفتاد گذشته باشد اما همچنان سر زنده و با نشاط است. هر وقت وارد کفشداری مي‌شود از او این جمله را مي‌شنوم که خطاب به زائرها و کفشدارها مي‌گوید:

«اینجا همه قفل‌ها باز مي‌شود». این بار که این جمله را عنوان کرد كنجكاو شدم تا بدانم منظور او از این جمله چیست و چرا آن را تکرار مي‌کند.


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ | 0:43 | نویسنده : امیر ثابتی |

غبار ضریح مطهر حضرت رضا (علیه السلام)

مولانا محمد معصوم یزدی ساكن مشهد مقدس كه یكی از صلحای ارض اقدس رضوی بود نقل نمود.
من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودی حاصل نشد تا روزی در عالم خواب شخصی نورانی با شمائل روحانی بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه می باشد بر بدن خود نمی مالی چون از خواب بیدار شدم از شدت مرض خواب خود را فراموش كرده و از بسیاری درد و حرارت تب ناله می كردم.

 


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۵ | 7:29 | نویسنده : امیر ثابتی |

پیدا شدن دختر با توسل به امام رضا

مرحوم سید نعمت الله بن سید عبدالله موسوی شوشتری جزایری صاحب انوار نعمانی نقل می‏کند:

زمانی که من به زیارت حضرت رضا علیه‏السلام مشرف شدم، هنگام مراجعت در سال یکهزار و سیصد و هفت از راه استرآباد عبور کردم. در استرآباد یکی از سادات برجسته‏ی صالح برای من نقل کرد که چند سال قبل، حدود سال هزار و دویست و هشتاد، ترکمنها حمله‏ای به استرآباد کردند و هجوم آوردند اموال مردم را بردند و زنها را اسیر کردند


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۵ | 10:42 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

پسر بچه هشت ساله شیروانی که قادر به تکلم نبوده و با پای پیاده عازم زیارت مرقد مطهر امام رضا(ع) بود پس از سال‌ها شفا یافت.
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۱ | 0:23 | نویسنده : امیر ثابتی |

السلام علیک یا نورالله فی ظلمات الارض

خبرگذاری مهر: یک خانم از جمهوری آذربایجان پس از زیارت حرم امام رضا (ع) در مشهد مقدس مسیر زندگی خود را کاملا تغییر داد.


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ | 7:31 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

من از کربلا به عــزم زیارت حضـــرت علی بن موسی الـرضا (ع) رو به راه نهـادم تا رسیــدم به ایوان کیف که منزل اوّل ( در زمــان قدیم برای مســافت بین شهـر ها منزلگاه ها و استراحت گاه هایی وجـود داشت که مسافران در توقّف و استراحت می کردند . ) از تهران به مشهد بود ، که در آن منزل مبتلا به تب لرز شدم .

موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ | 5:0 | نویسنده : امیر ثابتی |

خاطرات شما

این ماجرای یه شفاست که خادمی که اون رو دیده بود برام تعریف کرد:
چند وقت قبل یه مادر با پسر دوساله اش که اسمش ابوالفضل بود برای زیارت به مشهد میان

موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۲ | 5:11 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

نام شفا یافته : فاطمه اکبری . 

اهل : شاهرود . 

نوع بیماری : فلج 


-  می خوام ببرمت مسافرت .

-  کجا ؟

-  مشهد .

زن خندید . اما در خنده اش هیچ نشانی از شادی نبود . مرد پرسید :

- خوشحال نشدی ؟

زن خواست چیزی بگوید ، اما حرف توی گلویش خفه شد . چشمانش جوشید و بارانی از اشک بر دشت گونه اش  باریدن گرفت .

- همیشه آرزو داشتم با پای خودم برم زیارت .، اما حالا ....


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ | 3:41 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

داستان واقعی از شفا گرفتن آندره (رضا) مسیحی در حرم امام رضا از زبان خودش میشنویم
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ | 23:50 | نویسنده : امیر ثابتی |

زندگی دوباره

نام شفا یافته : مریم بداشتی

سن : 45 ساله

اهل : رودسر

نوع بیماری : فلج

تاریخ شفا : 15-12-1389

 

تاکسی زرد رنگی که از پایانه مسافربری ما را سوار کرده است ، پس از آنکه دور حرم چرخی می زند ، به خیابانی که بر تابلوی آن نوشته شده است ، (خیابان طبرسی ) می پیچد و جلوی کوچه نواب نگه می دارد .  راننده با اشاره انگشتش، مسجد بزرگی را که در میانه کوچه قرار دارد و مناره اش از آنجا هم دیده می شود ، نشانمان می دهد و می گوید


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ | 2:46 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

به حرم می روم . تنها . قبل از آنکه از خانه بیرون بیایم ,  به همسرم گفته  ام : مي خواهم تنها به زيارت بروم .                                                                              

  اعتراضي نکرد . دلواپس ، اما مجبور ,  پذيرفت .  آيت الكرسي خواند و پشت سرم فوت کرد :

-  خدایا به تو می سپارمش ،‌ ای امام غريب , خودت مواظبش باش .حق داشت دلواپسم باشد . آخر من کور بودم و او چشم من بود
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۸ | 19:41 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

نام شفا یافته : سیده اکرم رشاد

سن : 22 ساله

اهل : آستارا ، ساکن :  تهران

نوع بیماری : ام . اس

تاریخ شفا : 10-2-1390

 

فروردین 89

دلشوره دارم . دچار توهم شده ام . حس می کنم سایه ای مرموز مدام تعقیبم می کند . دستهایم ..... دستهایم می لرزد. پاهایم ، گاهی تحمل وزنم را ندارد ، زانوانم می شکند ، سکندری می خورم و مجبور می شوم که تکیه ام را به چیزی یا کسی بدهم تا زمین نخورم .

از این دلشوره غریب و توهم توام با ترس و لرز دستها و عدم توان و طاقت پا ، عید امسال حتما به کام من و خانواده ام تلخ خواهد شد
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۶ | 21:51 | نویسنده : امیر ثابتی |

شفا یافتگان

نام شفا یافته : سميه نوابي

13 ساله

اهل تهران . رباط كريم شهريار

تاريخ شفا : سوم بهمن ماه 1372

همه اش تقصير خودم بود ، بي احتياطی كردم و بدون توجه به تردد سريع اتومبيلها به وسط خيابان دويدم. صداي بوق ممتد و ترمز شديد اتومبيلها درهم آمیخت . تا به خودم آمدم ، ضربه شديدي به پا و كمرم خورد , به هوا پرتاب شدم و چند متر جلوتر محکم بر زمين افتادم . خون بر آسفالت خیابان راه گرفت و درد در تمامی اندامم پیچید ، از شدت درد فریادی کشیدم و.......


موضوعات مرتبط: شفا یافتگان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ | 23:0 | نویسنده : امیر ثابتی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.