خانم خادم پرسید: این چیه؟!
-نایلون.
-توش چیه؟

موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
مثل همیشه با صدای بلند سلام کرد و وارد شد، کفشهایش را در نایلوني پیچید و روی میز گذاشت. سلامش را پاسخ دادیم. به سمت میز آمد؛خدا قوتی گفت و به رسم همیشه اشاره ای به ضریح کرد و در حالی که ميگفت: «اینجا همه قفلها باز ميشود»، شمارهاش را برداشت و داخل حرم شد.
بارها وبارها او را در حرم دیده بودیم، ميدانستم از زائران مخصوص و همیشگی آقاست؛ سن وسالش شاید از هفتاد گذشته باشد اما همچنان سر زنده و با نشاط است. هر وقت وارد کفشداری ميشود از او این جمله را ميشنوم که خطاب به زائرها و کفشدارها ميگوید:
«اینجا همه قفلها باز ميشود». این بار که این جمله را عنوان کرد كنجكاو شدم تا بدانم منظور او از این جمله چیست و چرا آن را تکرار ميکند.
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودی حاصل نشد تا روزی در عالم خواب شخصی نورانی با شمائل روحانی بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه می باشد بر بدن خود نمی مالی چون از خواب بیدار شدم از شدت مرض خواب خود را فراموش كرده و از بسیاری درد و حرارت تب ناله می كردم.

موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
زمانی که من به زیارت حضرت رضا علیهالسلام مشرف شدم، هنگام مراجعت در سال یکهزار و سیصد و هفت از راه استرآباد عبور کردم. در استرآباد یکی از سادات برجستهی صالح برای من نقل کرد که چند سال قبل، حدود سال هزار و دویست و هشتاد، ترکمنها حملهای به استرآباد کردند و هجوم آوردند اموال مردم را بردند و زنها را اسیر کردند
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
چند وقت قبل یه مادر با پسر دوساله اش که اسمش ابوالفضل بود برای زیارت به مشهد میان
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
نام شفا یافته : فاطمه اکبری .
اهل : شاهرود .
نوع بیماری : فلج
- می خوام ببرمت مسافرت .
- کجا ؟
- مشهد .
زن خندید . اما در خنده اش هیچ نشانی از شادی نبود . مرد پرسید :
- خوشحال نشدی ؟
زن خواست چیزی بگوید ، اما حرف توی گلویش خفه شد . چشمانش جوشید و بارانی از اشک بر دشت گونه اش باریدن گرفت .
- همیشه آرزو داشتم با پای خودم برم زیارت .، اما حالا ....
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
نام شفا یافته : مریم بداشتی
سن : 45 ساله
اهل : رودسر
نوع بیماری : فلج
تاریخ شفا : 15-12-1389
تاکسی زرد رنگی که از پایانه مسافربری ما را سوار کرده است ، پس از آنکه دور حرم چرخی می زند ، به خیابانی که بر تابلوی آن نوشته شده است ، (خیابان طبرسی ) می پیچد و جلوی کوچه نواب نگه می دارد . راننده با اشاره انگشتش، مسجد بزرگی را که در میانه کوچه قرار دارد و مناره اش از آنجا هم دیده می شود ، نشانمان می دهد و می گوید
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
به حرم می روم . تنها . قبل از آنکه از خانه بیرون بیایم , به همسرم گفته ام : مي خواهم تنها به زيارت بروم .
اعتراضي نکرد . دلواپس ، اما مجبور , پذيرفت . آيت الكرسي خواند و پشت سرم فوت کرد :
- خدایا به تو می سپارمش ، ای امام غريب , خودت مواظبش باش .حق داشت دلواپسم باشد . آخر من کور بودم و او چشم من بودموضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
سن : 22 ساله
اهل : آستارا ، ساکن : تهران
نوع بیماری : ام . اس
تاریخ شفا : 10-2-1390
فروردین 89
دلشوره دارم . دچار توهم شده ام . حس می کنم سایه ای مرموز مدام تعقیبم می کند . دستهایم ..... دستهایم می لرزد. پاهایم ، گاهی تحمل وزنم را ندارد ، زانوانم می شکند ، سکندری می خورم و مجبور می شوم که تکیه ام را به چیزی یا کسی بدهم تا زمین نخورم .
از این دلشوره غریب و توهم توام با ترس و لرز دستها و عدم توان و طاقت پا ، عید امسال حتما به کام من و خانواده ام تلخ خواهد شدموضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب
نام شفا یافته : سميه نوابي
13 ساله
اهل تهران . رباط كريم شهريار
تاريخ شفا : سوم بهمن ماه 1372
همه اش تقصير خودم بود ، بي احتياطی كردم و بدون توجه به تردد سريع اتومبيلها به وسط خيابان دويدم. صداي بوق ممتد و ترمز شديد اتومبيلها درهم آمیخت . تا به خودم آمدم ، ضربه شديدي به پا و كمرم خورد , به هوا پرتاب شدم و چند متر جلوتر محکم بر زمين افتادم . خون بر آسفالت خیابان راه گرفت و درد در تمامی اندامم پیچید ، از شدت درد فریادی کشیدم و.......
موضوعات مرتبط: شفا یافتگان
ادامه مطلب



