خاطره ی زیر ، از یکی از خادم های حضرت رضا ست (آقای حمد عبدالهزاده مهنه)،

دکتر، دوست عزیز همکشیکمان، دستگاه فشارسنج را در آسایشگاه عَلَم کرده بود تا فشار خون بچهها را صلواتی اندازه بگیرد. باد بازوبند فشارسنج که خوابید، گفت: «عالیه! دوازدهونیم روی هشت.»
معلوم بود که عالیست؛ متبرک به یاد دوازده امام و امام هشتم. فقط آن «نیم» وصلهی ناجوری بود بر این ترکیب قشنگ. خدا کند حال دلمان همیشه دوازده روی هشت باشد!
باتشکر از تنها ترین زائر
موضوعات مرتبط: خاطرات
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۵ | 0:10 | نویسنده : امیر ثابتی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید



